بنابراین برخیز . آماده جنگ شو و پیروز میدان . دشمنانت را مغلوب کن و از پادشاهی موفق و شکوفایی بهره مند شو . آنان پیش از این با تدبیر من کشته شده اند و تو ای ساویاساچی می توانی در این نبرد فقط وسیله ای در دستان من باشی

بنابراین برخیز . آماده جنگ شو و پیروز میدان . دشمنانت را مغلوب کن و از پادشاهی موفق و شکوفایی بهره مند شو . آنان پیش از این با تدبیر من کشته شده اند و تو ای ساویاساچی می توانی در این نبرد فقط وسیله ای در دستان من باشی

-تمام پسران دهریتاراشترا به همراه شاهان متحدشان و بهیشما، درونا، کارنا، و همچنین سربازان اصلی ما، به سوی دهانهای ترسناکت شتابان هجوم می برند. و برخی را می بینم که با سرهایی خرد شده در بین دندانهایت ، به دام افتاده اند.
-همچون امواج رودخانه ها که به درون اقیانوس روان و جاری می گردد، این دلاوران بزرگ به دهانهای سوزان تو داخل می شوند.
-من کلیه مردمان را که با سرعت تمام به درون دهانهای تو داخل می شوند مشاهده می کنم ، همان گونه که شب پره ها در آتش سوزان به استقبال مرگ می شتابند.
-ای ویشنو، تو را که کلیه مردم را از هر سو با دهانهای شعله ور خود میبلعی ، مشاهده می کنم . تو با تشعشعات سوزان و هراس انگیز متجلی هستی ، در حالی که انوار تو تمام جهان را فرا گرفته است .
-ای خدای خداوندگاران ، چه شکل خشمناکی ، خواهشمندم به من بگو کیستی . من سجده هایم را نثارت می کنم ؛ خواهشمندم با من مهربان باش . همانا خداوند ازلی تو هست ی . می خواهم درباره تو بدانم ، زیرا نمی دانم هدف تو چیست.
-شخصیت اعلای خداوند فرمود : من زمان هستم ، آن نابودکننده عظیم جهانها و به اینجا آمده ام تا همه مردم را هلاک کنم . اینک تمامی سربازان هر دو صف که در اینجا حضور یافته اند به استثنای شما [پانداواها ] کشته خواهند شد.
-بنابراین برخیز . آماده جنگ شو و پیروز میدان . دشمنانت را مغلوب کن و از پادشاهی موفق و شکوفایی بهره مند شو . آنان پیش از این با تدبیر من کشته شده اند و تو ای ساویاساچی می توانی در این نبرد فقط وسیله ای در دستان من باشی.
-درونا، بهیشما، جایادراتها، کارنا و دیگر سلحشوران بزرگ پیش از این به دست من نابود شده اند . بنابراین ، آنان را هلاک کن و مضطرب نباش . فقط بجنگ و دشمنانت را در جنگ از بین خواهی برد.
-سانجایا به دهریتاراشترا گفت : پادشاها، آرجونای لرزان پس از استماع سخنان شخصیت اعلای خداوند، سجده های خود را بارها و بارها با دستهایی بر هم قرار گرفته تقدیم کرد و با حالتی حاکی از ترس و با صدایی لرزان شروع به سخن گفتن با خداوند کریشنا نمود.
-آرجونا گفت : ای ارباب حواس ، جهان با شنیدن نام تو شادمان و مسرور می گردد و بدین سان همه به تو دلبسته می شوند. هرچند موجودات به کمال رسیده ، تجلیل احترام آمیز خود را به تو نثار می کنند، لیکن دیوصفتان می ترسند و بدین سو و آن سو میگریزند. همه اینها به حق انجام می گیرد.
-ای خدای بزرگی که حتی برتر از برهمایی ، تو آن خالق ازلی هستی . پس چرا نباید آنان تجلیل و بزرگداشت خود را به تو تقدیم نمایند؟ ای لایتناهی ! خدای خداوندگاران ! پناه جهان ! تو آن منشأ باقی ، علت تمام علل و در ورای این تجلی مادی هستی .
-تو شخصیت ازلی خداوند، کهن ترین و قرارگاه غایی این عالم کائناتی . تو به همه چیز دانایی و هرآنچه دانستنی است تو هستی . ورای گونه های مادی و آن ملجأ متعالی . ای شکل لایتناهی ، تو در تمام این تجلی کیهانی حاضر هستی !
-تو هوا، آتش ، آب و ماه هستی ! تو برهما، اولین مخلوق زنده و نیای اصلی و اداره کننده متعالی . بنابراین سجده های خاشعانه خود را هزاران بار، مکرراً و مکرراً، نثارت می کنم .
-خدایا کرنش و سجده هایم ، از مقابل ، از پشت و از هر سو نثارت باد ! ای قدرت بی کران ، ارباب نیروهای نامحدود، تو در همه جا ساری و جاری هستی و بدین سان تو همه چیز می باشی!
-من در گذشته بی مهابا تو را با عناوین ”ای کریشنا“، ”ای یاداوا“، ”ای دوست من “ مخاطب قرار داده ام بی آنکه به شکوه و جلال تو واقف بوده باشم . خواهشمندم هرآنچه را از سر دیوانگی یا عشق انجام داده ام بر من ببخشایی . من بارها به تو، در حال نشست و برخاست یا خواب و خورا ک ، گاهی تنها و گاهی در مقابل بسیاری از دوستان ، بی احترامی کرده ام . ای مصون از خطا، تمنا دارم مرا برای تمامی اهانتهایم ببخشی .

یک نظر بنویسید


نُه + هفت =