همان گونه که آب برگهای نیلوفر آبی را تر نمی کند، گناه نیز ، فردی را که وظیفه خود را بدون دلبستگی انجام می دهد و ثمرات آن را به خداوند متعال تسلیم می نماید، در برنمی گیرد.یوگیها با کنار گذاردن دلبستگی ، با بدن ، ذهن ، شعور و حتی حواس خود فقط به منظور تزکیه و پاکسازی عمل می کنند.

همان گونه که آب برگهای نیلوفر آبی را تر نمی کند، گناه نیز ، فردی را که وظیفه خود را بدون دلبستگی انجام می دهد و ثمرات آن را به خداوند متعال تسلیم می نماید، در برنمی گیرد.یوگیها با کنار گذاردن دلبستگی ، با بدن ، ذهن ، شعور و حتی حواس خود فقط به منظور تزکیه و پاکسازی عمل می کنند.

-آرجونا گفت : ای کریشنا، نخست از من می خواهی کار و عمل را ترک گویم و سپس دوباره کار با عشق و عبودیت را توصیه می کنی . اکنون خواهش می کنم قاطع و صریح به من بگو کدامیک از این دو سودمندتر است ؟
-شخصیت پروردگار پاسخ فرمود : ترک کار و عمل و عمل در عشق و عبودیت هر دو برای رهایی مطلوب است. ولی از این دو کار کردن در خدمت عابدانه بهتر از ترک کار و فعالیت است .
-ای مسلح بزرگ ، آرجونا ، باید درک کرد کسی که آرزومند نتایج و ثمرات اعمالش نمی باشد و به آنها نفرت نیز نمیورزد، پیوسته در انقطاع است . وی ، عاری از هر گونه دوگانگی ، به سادگی بر زنجیرهای اسارت مادی فائق می آید و کاملاً رها شده است .
-فقط نادانان گمان می کنند که خدمت عابدانه [کارما یوگا] با مطالعه تحلیلی دنیای مادی [سانکهیا ] متفاوت است . فرزانگان حقیقی معتقدند کسی که خود را به درستی در یکی از این دو راه وقف کند، به نتایج هر دو دست می یابد.
-کسی که بداند موقعیت حاصل از راه مطالعه تحلیلی از طریق خدمت عابدانه نیز قابل حصول است و بدین سبب به مطالعه تحلیلی و خدمت عابدانه در یک سطح بنگرد، چیزها را همان گونه که هست می بیند.
-صرفاً ترک تمامی فعالیت ها، بدون پرداختن به خدمت عابدانه خداوند ، نمی تواند انسان را خشنود و خوشبخت سازد. لیکن شخص اندیشمندی که وقف خدمت عابدانه است می تواند بی درنگ به متعال نائل گردد.
-روح پاکی که اعمالش آکنده از عشق و عبودیت و حکمران ذهن و حواس خویش است ، برای همه عزیز است و همه برای او عزیزند. چنین انسانی هرچند همواره مشغول فعالیت است ولی هیچ گاه گرفتار نمی شود.
-شخصی که در آگاهی الهی واقع است ، هرچند به دیدن ، شنیدن ، لمس کردن ، بوییدن ، خوردن ، حرکت کردن ، خوابیدن و تنفس مشغول است ، ولی پیوسته در درون خویش واقف است که در واقع فاعل اعمال خود نیست ، زیرا همواره می داند هنگام سخن گفتن ، دفع ، دریافت و یا باز کردن و بستن چشمان فقط حواس مادی است که درگیر محسوسات می گردد و او از آنها منفک است .
-همان گونه که آب برگهای نیلوفر آبی را تر نمی کند، گناه نیز ، فردی را که وظیفه خود را بدون دلبستگی انجام می دهد و ثمرات آن را به خداوند متعال تسلیم می نماید، در برنمی گیرد.
-یوگیها با کنار گذاردن دلبستگی ، با بدن ، ذهن ، شعور و حتی حواس خود فقط به منظور تزکیه و پاکسازی عمل می کنند.
-روح وقف شده ای که در راه عشق و عبودیت ثابت و استوار است ، به صلح و آرامش حقیقی دست می یابد، زیرا نتایج و ثمرات تمامی اعمال خود را نثار من می کند؛ لیکن شخصی که در وصل با حق تعالی نیست و به نتایج اعمالش چشم طمع میدوزد، گرفتار می گردد.

۳ پاسخ ها به “فصل ۱-۵”

  1. شاد گفته:

    درود، درست است که روح، حقیقت وجودی ماست ولی من این عبارت را “حواس مادی است که درگیر محسوسات می گردد و او از آنها منفک است” خوب نمیفهمم، این را میدانم که این حقیقت توسط دیگرانی چون بودا، مولانا و جورجیف … بیان شده لطفا راهنمایی کنید.
    با سپاس

  2. اهورا گفته:

    دوست گرامی این حالت مربوط به کسی و کسانیست که روح پیشرفته تری دارند و حواس پنجگانه ی لامسه و شنیدن و دیدن و بوییدن و چشیدن و کل حواس خاکی اونها که مربوط به جسم میشه بر اونها هرگز مسلط نیست.
    در واقع توجه ایشان بر بدن لطیف است (که توضیحش طولانیه) و در عالم لطیف غوطه ور هستند و یا بر بدن ذهن و در عالم ذهنی هستند.
    میخوردند و دفع میکنند و عمل میکنند اما اصلا توجهشون به دنیای مادی نیست بلکه اهمیت و توجهشون به ورای مادیات هست.

  3. اهورا گفته:

    اما خوبه بهتر توضیح بدین که کجای این حرف مجهوله؟!

یک نظر بنویسید


+ چهار = پنج